مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

116

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> اما از أغلب اين اشعار كه از قضيب ونكت ثناياى مبارك امام حسين عليه السلام واظهار أضغان زمان جاهليت حكايت دارد ، تصريح مىنمايد كه اين مرثيه بعد از مجلس نخست كه با يزيد بسپردند ، قرائت شده واين‌كه علّامه مجلسي أعلى اللَّه مقامه مىفرمايد كه حين ادخلوا دمشق معنى ظاهر را اراده نفرموده . [ . . . ] معلوم باد : چون كساني كه به لطائف كلام ودقائق لغات وكنايات واستعارات عرب به نيروى ذوق سليم وسليقه مستقيم دانا باشند وبر اين خطبه مباركه وكلمات شريفه بنگرند ، بدانند كه علم ومعرفت حضرت صديقه صغرى زينب كبرى سلام اللَّه عليها از قبيل علوم ومعارف اكتسابيه نيست ؛ چه مانند اين احتجاج بر طريق ارتجال وبدون تقدم فكر ورويت محال مىنمايد كه از افراد خليقت مگر از صاحب عصمت يا كسىكه قريب به آن مقام ورتبت باشد ، تراوش نمايد . چنان‌كه در آن خبر جاى دادن أهل بيت را در خانهء ويرانه وزير آن طاق شكسته وتكلم پاسبانان به زبان رومى وكلام علي بن الحسين عليهم السلام كه در آن‌جا چون من كسى زبان رومى را نيك نمىدانست ومعلوم مىشود كه در ميان أهل بيت نيز كسى بوده كه بر زبان آشنا وبيگانه آگاه بوده است ؛ لكن نه چون آن حضرت مكشوف مىافتد كه اين حضرت طاهره را مقام ومنزلت تا به چه مقدار است ونفس نورانية قاهره اين طاهره چنان بر نفس نكوهيدهء يزيد غلبه داشته كه در آن‌جا خواسته است مناقب خود وآبا وأجداد وبرادر خود وحقوق خود ومثالب يزيد وآبا أو وظلم وعدوان وكفر وطغيان أو را بر جهانيان مكشوف فرمايد ؛ بلكه از اخبار آينده وزوال دولت يزيد وبقاى امامت ائمهء هدى صلوات اللَّه عليهم اخبار فرمايد آن پليد وأعوان أو را نيروى نفس آوردن وبريدن رشتهء آن كلمات بلاغت آيات كه در هريك هزاران نيزه وخنجر بر جگر ايشان جاگير وكارگر افتادى ، ميسر نيفتادى واگر توانستى از آن آتش بغض وكين كه به دل اندر داشت ، اگرچه دانستى كه سلطنتش تباه وجانش در معرض تلف مىرود ، اين جمله را بر گردن برگرفتى وآن حضرت را به قتل رساندى ؛ بلكه هزار يك اين جمله را دماغ كبر وخيلاى أو بر أو برنتافتى . وچون به دقت بنگرند ، اين خود كرامتي بزرگ است كه از آن حضرت روى داده است ؛ چنان‌كه خداى تعالى را در حقّ أنبيا واولياى خود در چنين مقامات واثبات حقوق خويش عادت بر اين رفته ودر اين مجلس ، همين شأن ومقام را اين حضرت طاهره دارا بوده ودر اين امر با حضرت علي بن الحسين عليهما السلام وقرائت خطبه در منبر دمشق تساوى جسته است . أبو إسحاق اسفراينى در نور العين مىنويسد كه چون يزيد به آهنگ قتل حضرت سجاد برآمد ، زنان به گريه وفرياد درآمدند . امّ كلثوم عليها السلام قدم پيش نهاد وفرمود : « يا ويلك يا يزيد إلى متى تقتل في أهل البيت أتريد أن تخلى الدّنيا من نسل محمّد رسول اللَّه » . مردم فرياد وزارى برآوردند وآن خبيث از انديشهء خود درگذشت وآن حضرت را رها كرد . آن‌گاه رو به زينب كرد وگفت : « اى قرة العين على وفاطمه زهرا ! آمديد تا خلافت از من بستانيد ؟ اى زينب ! همانا خداى مرا بر شما متمكن ساخت . »